تحقیقات نشان می دهد که اعتیاد به کار امروزه بین 27 تا 30 درصد از جمعیت را تحت تأثیر قرار می دهد.در فرهنگ عامه ، “اعتیاد به کار” کلمه ای است که غالباً برای توصیف اخلاص درکار و با یک دید مثبت استفاده می شود. با توصیف خود به عنوان یک معتاد به کار ، مردم اغلب فکر می کنند که علاقه ی خود به شغلشان را به نمایش می گذارند.

اما درواقع اعتیاد به کار ، یک مشکل جدی است که می تواند منجر به فرسودگی شغلی ،بیماری و حتی مرگ شود.برای کمک به روشن کردن تفاوت بین عادت های سالم و ناسالم کار ، در اینجا خلاصه ای از مهمترین تحقیقات ، حقایق و آمار مربوط به اعتیاد به کار را جمع آوری کرده ایم تا بتوانید تشخیص دهید که آیا معتادبه کارهستیدیاخیر؟

1.اعتیادبه کارچیست؟

اصطلاح “اعتیاد به کار” برای اولین بار در سال 1971 توسط روانشناس آمریکایی وین ای اوتس در کتاب خود “اعترافات یک معتاد به کار: حقایق مربوط به اعتیاد به کار” مطرح شد. مطابق تعریف وی از اعتیاد به کار ، این “اجبار یا نیاز غیرقابل کنترل به کار بی وقفه” است.

به گفته ی تاریس و همکاران (2008) ، دو عامل اصلی برای اعتیاد به کار وجود دارد:

1.عامل رفتاری ، که نشان می دهد فرد بیش از حد سخت کار می کند و برنامه اش شامل ساعتهای کاری طولانی در روز یا هفته است.
2.عامل روانشناختی ، که به عنوان وسواس در کار آشکار می شود وشامل عدم توانایی جدا شدن از کار و کار طاقت فرسا است.

دلایل اصلی اعتیاد به کار چیست؟

  • دلایل انگیزشی: درحقیقت آن ها خود را معتاد به کار نمی دانند و از کار کردن لذت می برند.آن ها کار می کنند زیرا باید کار کنند.
  • دلایل شناختی: برای این افراد سخت است که درباره ی کار فکر نکنند حتی اگردر تعطیلات باشند.متوقف کردن این افراد در کارشان بسیار سخت است.
  • دلایل احساسی: هنگامی که کار نمی کنند احساس گناه وعذاب وجدان وجودشان را فرا می گیرد.
  • دلایل رفتاری:آن ها بیشتر از آن چه شرکت از آن ها می خواهد کار می کنند و از این بابت احساس رضایت می کنند.

معتاد به کار یا یک شخص سخت کوش؟

ممکن است بعداز خواندن این مقاله به این فکر کنید که شما یک معتا به کار هستیئ.اما زودقضاوت نکنید شاید شما فقط یک فرد سخت کوش هستید که برای رسیدن به آرزوهایش تلاش می کند.بین این دوتفاوت هایی وجود دارد که در ادامه به آن ها پرداخته ایم:

افراد سخت کوش هدف مشخصی دارند که ممکن است به این دلیل که می خواهند زودتر به آن هدف برسند زمان بیشتری را پشت میزکارشان سپری کنند.این افراد بعد ازآن که کاری که برایش برنامه ریزی کرده اند را به پایان برسانند دست از کار می کشند و حتی موفقیت های خودرا هم در پایان جشن میگیرند.

اما افراد معتاد به کار می خواهند دائما کارکنند نه برای این که به هدف مشخصی برسند آن ها می خواهند سرشان شلوغ باشد.این که کاری برای انجام دادن نداشته باشند باعث ایجاد احساس نگرانی و حتی نا امنی در آن ها می شود.این افراد معمولا از کمبود توجه و یا پایین بودن رتبه یشان در شرکت ابراز نارضایتی می کنند و معتقدند که هرچه سزشان شلوغ تر باشد از اهمیت بیشتری برخورد دارند.

ویژگی هایی که نباید با اعتیاد به کار اشتباه گرفته شوند:

  • وقت شناس بودن
  • حفط تمرکز در کار
  • فداکار بودن
  • حرفه ای بودن
  • داشتن آرزوی پیشرفت
  • ابتکار نشان دادن در کار

مهم ترین اثرات اعتیاد به کار بر زندگی شخصی و خانوادگی

نتیجه گیری

اعتیاد به کار مسئله ی افتخار آمیزی نیست آن چه که رسانه ها از زندگی افراد موفق نشان می دهند گاهی بسیار اغراق آمیز است و تنها یم هدف را دنبال می کندوآن هم جذب بیشتر مخاطب است.همان طور که اشاره شد افرادی هم هستند که نه تنها معتاد به کار نیستند بلکه آن چه که انجام می دهد تنها برایشان مهم است بنابراین تمام تلاششان را درجهت بهتر به پایان رساندنش می کنند.این افراد برای زندگی شخصی خود نیز ارزش قائل اند وآن را فدای حساب و کتاب شرکتشان نمی کنند.

اگراحساس می کنید یک معتاد به کار هستید و در کنترل آن کاری از دستتان ساخته نیست،قبل از آن که تاثیرات آن گریبان را بگیرد به یک مشاور مراجعه کنید.

منبع:https://clockify.me/workaholism-facts

ئ